English Version

تماس با دلنشين

 فيلمها عکسها اشعار بیوگرافی صفحه اصلي
 

 

در دل نويسنده با خوانندگان

سپاس ايزد منان را كه توفيقي حاصل گشت تا حقير بتوانم با چاپ و انتشار اثر ادبي خود تحت عنوان شرحي بر عرفان بار ديگر احساسات و عواطف خود را با همنوعانم در ميان گذاشته و گامي ديگر در جهت ايفاي رسالت نويسندگي بردارم هنگام تولدم فصل بهار سال 1351 هجري شمسي وجودم به پاكيها سرشته بود و در كنار ميلياردها همنوع زندگي خود را آغاز كردم. بار اول كه احساس عرفاني در ابعادي عميق و قابل توجه در وجودم تبلور يافت حدود سالهاي 60 الي 63 يعني دوران 10الي 12 سالگي من بود كه در آن دوران حدودا دو سال حس شديد حقيقت جويي و شناخت هر چه بيشتر حضرت حق در نهادم ريشه دوانيد و با تمسك و توسل به وجود پاك و بزرگوار حضرت ولي عصر (عج) در جهت نزديكي به خداوند يكتا گامهايي برداشتم وليكن بخاطر آنكه راهنما و استادي در اين موضوع نداشتم چندان از چشمه جوشان معرفت الهي سيراب نشدم.

تا اينكه سال 1368 فرا ررسيد در آن سال كه من 17 سال داشتم و دوران تحصيل پس از دبيرستان را در يكي از شهرستانها سپري مي كردم با مردي پاك و مخلص كه از درياي وصال دوست بهره ها برده بود آشنا شدم. بدون آنكه در زمينه علوم عرفاني با او رابطه اي داشته باشم شيفته اخلاق و رفتار پاك او شدم و او نيز گويي به نهاد حقيقت جو و تشنه من پي برده بود باب صحبت آغاز كرد و از سير و سلوك عرفاني سخن به ميان آورد و مرا چنان مجذوب سخنان گهر بارش كرد كه احساس كردم در دنيايي ديگر پاگذاشته ام. آري او كه به درجه اي بزرگ از خداشناسي و وصال دوست رسيده بود مرا به پاكيها و يافتن حقيقت زندگي دعوت كرد و مرا به شاگردي در محضر استادي خود پذيرفت و بدين سان براي دومين بار احساسات عرفاني من تبلور يافت ولي اين بار بسيار قويتر و آگاهانه در هر حال دل بدوست سپردم و در كنار آن مرد تقوي و زهد و علم مجدانه به سير و سلوك عرفاني پرداختم در سال 69 يعني در زمان 18 سالگي ام بنا بر سفارش آن استاد بزرگ به امور مختلف عرفاني پرداختم و ضمن ذكر نشيني و انجام اعمالي كه در جهت رسيدن به دوست لازم بود به مطالعات تجارب عرفاني بزرگ قديم و جديد پرداختم و در كنار آن ضمن همنشيني با بزرگاني كه در راه خداشناسي به درجاتي عالم رسيده بودند زحمات بسيار متحمل شدم تا ابعاد واقعي و زلال آسمان بيكران طريقت و شريعت را دريابم.

واقعا ديوانه وار گام برمي داشتم و روز و شب و خستگي را نمي شناختم در كنار آن استاد بزرگ كه آرزومندم خدايش همواره او را ياري فرمايد و در پناه خود حفظ دارد. با يكي از مجتهدين بزرگ كه او نيز به درجه اي عالي از علوم عرفاني رسيده بود نيز آشنا شده و به او نيز شيفته شدم و با راهنمايي هاي برادرگونه و پدرگونه آن دو بيش از پيش به سير و سلوك عرفاني پرداختم. آري من در دوران 17 و 18 سالگي بيشترين زحمات را در زمينه كسب ارزشهاي الهي متحمل شدم و واقعا تشنه و شيفته وصال حضرت دوست بودم و در زمينه آگاهي و رسيدن به درجات عرفاني ضمن اموري كه برشمردم به تزكيه نفس نيز پرداخته و جهت آشنايي بيشتر با كسانيكه مدعي عرفان شناسي بودند به استانها و شهرستانهاي بيشماري سفر كردم و با هركسي كه شناسايي مي كردم به گفتگو مي نشستم با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار كردم و با علما و چهره هاي شاخص روحاني اساتيد دانشگاهها و نيز دراويش فرقه هاي مختلف در استانهاي مختلف در تمامي عمرم به آنها افتخار ميكنم رسيده و راه واقعي عرفان و خداشناسي را يافتم.

البته در آن دوران بسيار پرخطر چه بسيار كساني كه در سر راهم قرار گرفتند و در حاليكه در ظاهر انسانهاي پاك و وارسته اي به نظر مي آمدند در باطن خود افرادي شيطان پرست و فاسد بودند كه كوشش بسياري ميكردند تا فطرت و سرشت پاك و نوجوانم را به راههاي غلط خود دچار كنند و با ظواهر مختلف كه داشتند و علوم عجيبي كه شيطان به آنها آموخته بود سعي در تسخير دل شيفته و روان تشنه ام داشتند كه به لطف حق و بنا بر هوش واستعدادهاي سرشاري كه خالق بزرگوارم به من عطا كرده بود و نيز راهنمايي هاي صادقانه دو استادي كه داشتم در دام هيچكدام از آنها گرفتار نشدم و تنها راهي را كه راه حق بود برگزيدم و تنها در آن قدم گذاشتم. در همان سالها بود كه در يكي از استانها به مادري پاك و فداداكار برخوردم كه يكباره احساسات عجيبي را در وجودم شعله ورد كرد. احساساتي كه مرا هزاران بار بيش از آموخته هاي دو استاد قبلي به درياي الهي و ددنياي پاكيها پيوند داد تا بدانجا كه همچون مولانا كه در وصف شمس داستانها و شعرها گفت من نيز در وصف دنياي صادقانه اي كه با آن زن پاك و فداكار و بزرگوار داشتم اشعار بسياري سرودم كه گوشه اي از آن احساسات و اوصاف و اشعار را در مجموعه اي بنام طفل خاكي و مام افلاكي منتشر كردم كه خوانندگان آن مجموعه بويژه قشر شريف جوانان در وصف احساسات عجيب من سخنها گفتند و خيليها در شگفت فرو رفتند.

 آري آن چهره پاك الهي را كه را چون مادر دوست مي داشتم به استادي برگزيدم و وجود پاك و الهي او آنچنان در من اثر كرد كه گوئي از نشانه هاي بارز و بسيار آشكار خدا را مي ديدم در هر حال منشا احساسات خود را فرمايشات و دستورات و نصايح فرزانه و مادرگونه آن مام افلاكي و آسماني كه واقعا د رمحضر پاكش چون طفلي خاكي به سير و سلوك عرفاني بيش از پيش ميپرداختم قرار دادم . در مجموع آنچه كه بيان شد به كمك اين سه استاد و با زحماتي كه خود متحمل شدم سرچشمه حقايق را يافته و تا آنجا كه معشوق ازلي و ابدي برايم مقرر كرده بود از چشمه خداشناسي سيراب شدم. در آن سالهاي بسيار باارزش (68 و 69 ) با اينكه نوجواني بيش نبودم به ارزشهايي رسيدم كه تا آخر عم را زاينكه چرا ديگر به آن ارزشها نمي رسم غبطه خواهم خورد. در آن سالها من بزرگتر رهبر و مقتداي خود را درباره معبود ازلي و ابدي حضرت ولي عصر (عج) مي دانستم و تا زنده ام نيز حضرت ايشان را بزرگ راهنماي طريق اصلي عرفان ناب مي دانم كه آن حضرت در آن سالها اگر لطف و عنايات كريمانه خود را شامل حال اين حقير نمي كرد بدون شك در گمراهي و راه شيطان دچار مي شدم در هر حال عاشقانه به حضرت مهدي (عج ) آن امام بزرگوار عشق سپرده و دل دادم و راستي كه اگر كسي در دل عشق او را داشته باشد واقعا راه حقيقي وصال حضرت دوست را يافته است.

 البته من در ابتداي راه بودم و معتقدم آنچه را كه خداي بزرگ در سالهاي نوجواني ام به من عطا كرد بسيار بالاتر از آن بود كه من لياقت داشتم با اين گفته ها نميخواهم كه خود را انساني بزرگ جلوه دهم چرا كه من در بارگاه حق تعالي و در محضر حضرت ولي عصر (عج) به مانند ذره اي از خاك بيمقدار در مقابل دنيايي بي انتها از معرفت و عرفان هستم و هرگز ادعا نميكنم كه مقامي دارم چرا كه والاتر از من در سير و سلوك عرفاني بسيارند وليكن با اين مقدمه صادقان خواستم ضمن ارشاد نوجواناني كه حس حقيقت جويي در وجودشان زبانه ميشكد آنها را در مسيري كه برگزيده اند دلگرم كرده و حقايقي را كه لازم دانستم بر آنها فاش سازم و آنچه كه در مجموعه شرحي بر عرفان نوشته ام در پي خواهد آمد تجربه هايي است كه در آن دوران كسب كردم و نيكو دانستم تا خوانندگان را با آنها آشنا سازم و تنها هدف من در اين مجموعه آشنايي هر چه بيشتر اقشار مختلف انسانها بويژه جوانان با عرفان است البته انتظارم از بزرگان علم و معرفت الهي آن است كه اساعه ادب حقير را به درياي بيكران عرفان ببخشايند.

در هر حال من عليرغم آنكه سراپا غرق در گناه و معاصي بوده و هستم و عليرغم آنكه هرگز به پاكي آن دوران زمان را سپري نكرده ام نيكو دانستم كه دانسته ها يخود را كه در دوران پاك 17 و 18 سالگي ام و در اوج احساسات عرفاني و الهي كسب كرده ام بنا بر وظيفه به همنوعانم تقدير نمايم و اميدوارم كه حضرت حق نيز اين كار مرا در محضر پاك و پر از بخشش خود قبول فرمايد و گناهان بيشمار مرا به پاس افتخارات مذهبي و عرفاني ام در دوران پاك نوجواني ام بر من ببخشايد و اميدوارم كه انسانهاي اين عالم خاكي و بخصوص پسران و دختران نوجوان و جوان بجاي غرق شدن در ماديات و لذتهاي دنيوي در دنياي پرارزش عرفان و خداشناسي قدم بگذارند و همه خواسته ها و اعمالشان در جهت رضاي خالق بزرگشان باشد در هرحال با احساساتي صادقانه مجموعه شرحي بر عرفان را به همنوعان عزيز تقديم مي نمايم.

بازگشت به فهرست


استفاده از مطالب سايت با ذکر نام و آدرس سايت آزاد ميباشد
Design and programming by Ehsan khazeni.

Cold Heat Soldering Tool
Free Web Counter
Cold Heat Soldering Tool