English Version

تماس با دلنشين

 فيلمها عکسها اشعار بیوگرافی صفحه اصلي
 

 

 

مبحث چهارم :عرفان و قضيه هفت شهر عشق

هفت شهر عشق

فريد الدين  عطار نيشابوري شاعر و عارف نامي ايران در كتاب منطق الطير خود سير و سلوك عرفاني وشناخت و رسيدن به معشوق را در هفت وادي كه به هفت شهر عشق معروف است خلاصه ميكند. وي سي مرغ آسماني را در نظر مي گيرد كه پس از طي هفت وادي به سرپرستي پرنده اي بنام هد هد به سوي سيمرغ و معشوق خود مي شتابند و پس از طي راههاي پرپيچ و خم به معشوق مي رسند و در وجود او ادغام ميشوند و در واقع سي مرغ به سيمرغ ميرسند و در او فنا ميشوند. با توجه به آنكه موضوع هفت شهر عشق با تمامي ابعاد تشريحي خود بحثهاي شيريني را مي طلبد و چون دانستن اين هفت مرحله بسيار جذاب و شيرين است و از طرفي هر كسي ميتواند مرحله عشقبازي خود را با معشوق در اين 7 مرحله خلاصه كند نيكو دانستم كه در اين بخش از كتاب هفت وادي عشق را به زبان ساده و روان تشريح كرده و ضمن توضيحات لازمه پيرامون آنها دانسته هاي علمي خود را با تجربيات عملي خود در اين هفت وادي به هم آغشته و خوانندگان را در جريان آنچه كه سينه به سينه به عنوان هفت شهر عشق يا هفت وادي عشق به ما رسيده قرار دهم.

 

1-وادي طلب

همه ما مي دانيم كه براي رسيدن به هر چيزي بايد طالب و خواستار آن بود و قبل از هر حركتي براي رسيدن به هدفي مي بايستي آن هدف را طلب كنيم و از جان و دل خواهان شناخت و رسيدن به آن هدف باشيم كسي كه ميخواهد عارف واقعي و نتيجه گيري باشد بايد در ابتدا مورد عرفاني خود را كه وجود پاك خالق مهربانش ميباشد بخواهد و طلب كند و با اين خواستن تمامي خواسته هاي ديگر خود را فراموش كند. در اين وادي و مرحله آسماني انسان عاشق و عارف دست از تمامي خواشها و علائق مي شويد و تنها خواهان معشوق ازلي و ابدي ميشود. او در وادي طلب طالب كسي ميشود كه مبدا و مقصد تمامي طلبها و خواستنها و علائق است و آفريننده همه مظاهر عشقبازي و خواستن است در وادي طلب همه آرزوها و اميدها فراموش ميشود و فقط يك طلب و يك آرزو ميماند و آن رسيدن به تنها معشوق همه عالم هستي است و كسي كه دست از همه علائق دنيوي بشويد و آرزوها و طلبهاي ديگر را به فراموشي بسپارد و تنها معشوق جاودانه وادي هفت شهر عشق پاگذاشته و ضمن پيمودن در آن خود را براي وادي دوم آماده ميكند.

 

2- وادي عشق

در اين مرحله از سير و سلوك عرفاني طالب و عاشق در عشق پاك معشوق غوطه ور ميشود و سخت به او دل ميبازد و سر مي سپرد و با عاشق شدن در عشق او ديوانه وار و مجنون صفت حركت عجيبي را شروع ميكند او عاشق ميشود و مورد عشق او تنها چيزي است كه فكر او و دل او را مشغول خود كرده است او فقط معشوق را ميخواهد و غير او را نمي جويد و او ديوانه و سرمست به سوي معشوق ميشتابد و وصال او را مي طلبد. راستي چه واژه هايي شيريني در وادي عشق وجود دارد :

الف ) عشق موردي كه منبع و منشا و مقصد و وسيله رسيدن به معشوق است.

ب ) عاشق : كسي كه عشق را در جهت رسيدن به معشوق در دل انداخته است .

ج ) معشوق : كسي كه عاشق عشقش را براي رسيدن به وصال او بكار بسته است.

آري عاشق چونان آتش سركشي است كه تنها با رسيدن به معشوق خود فروش ميكند و جز با رسيدن به او آرام نمي گيرد. عاشق طوفان عظيمي است كه تا به هدف خود نرسد ساكت نميشود. عاشق درياي بزرگي است كه در تلاطم عشق خود  موجهاي بيكرانش را به حركت انداخته است. عاشق ديوانه اي است كه در احساسات پاك او رسيدن به معشوق منشا ديوانگي است و عاشق كسي است كه عشق را آموخته و بيشتر مي آموزد.

 

 

3- وادي معرفت

در وادي معرفت كسي كه معشوق را طلب كرده و در عشق او نيز دچار شده است در جهت شناخته هر چه بيشتر او و تزكيه هر چه بيشتر خود تلاش ميكند. در اين وادي عده اي با معرفت كامل راه را مي يابند و در همان راه به احساسات عارفانه خود ادامه ميدهند و عده اي ديگر را اشتباه را برمي گزينند و از راه منحرف ميشوند. كسي كه با آگاهي كامل در هر وادي از اين هفت وادي پا گذارد آن وادي را با موفقيت طي ميكند و بدون شك در اين وادي نيز كه حساسيت خاصي دارد اگر آگاهانه و محتاطانه كليه راههاي وصل معشوق را نظاره گر باشد راه راست و مستقيم را انتخاب ميكند و تنها در همان راه قدم مي گذارد و كسي كه تجربه و دانايي او بيشتر است در اين راه راه كوتاهترين را مي يابد و زودتر به هدف خود ميرسد پس كسي كه در وادي معرفت معشوق را بهتر بشناسد و خود را نيز بهتر بشناسد موفق است بايد معشوق را بيشتر شناخت هرچه او را بيشتر بشناسيم عشق او را بيشتر در دل مي پروانيم و با شتاب بيشتر به سوي او حركت ميكنيم. در وادي معرفت بايد آگاهانه به همه شناختهاي خود از معشوق روشني بيشتر بخشيده و بهتر و بيشتر او را در يابيم. كسي كه در وادي معرفت موفق باشد به وادي چهارم پا ميگذارد.

 

4-وادي استغنا

استغنا  يعني بي نيازي و كسي كه در اين وادي قرار دارد از همه چيز دنيا بي نياز ميشود و همه نيازهاي خود را به سوي معشوق احساس ميكند و در واقع از سويي از همه چيز و همه كس بي نياز است و از سويي همه چيز خود را در  گرو نياز به معشوق ميداند. استغنا يعني نياز در اوج بي نيازي و يا بي نيازي در اوج نياز يعني نيازمند به معشوق از همه جهات و بي نيازي به غير او از همه موارد يعني اينكه فقط به او محتاج باشيم و فقط از او كمك بخواهيم كسي كه به او نيازمند شود از همه كس به غير او بي نياز است . أري در اين وادي عاشق از خود بي خبر  و مست به هيچ كس جز معشوق فكر نميكند به هيچ چيز نياز ندارد او دانسته است كه هيچ لذتي از لذت وصل با معشوق باارزشتر نيست. او دانسته است كه هيچ مقامي بالاتر از مقام وصال با معبود همه انسانها نيست و دانسته است كه سخت به معشوق نيازمند است. أري ما به معشوق نيازمنديم  به وصال او به محبت او عشقبازي او به كرم و بخشش او به توجه او و به همه بزرگواريهاي او نيازمنديم. ما در اوج نياز به معشوق به هيچ كس غير او نياز نداريم و از همه كس و همه چيز بي نيازيم و فقط به او محتاجيم.

 

5- وادي توحيد

توحيد يعني يگانگي معشوق و اينكه به وحدانيت او ايمان داشته باشيم. هر چند كه عاشق و عارف كه وادي را طي نموده از همان ابتدا ميداند كه معشوق يكي است و يگانه است و شريك و همتايي ندارد ليكن بايد در وادي توحيد نيز آزمايش شود او بايد د رمورد وجدانيت و يگانگي معبود و معشوق به يقين كامل برسد تا دچار خطا و اشتباه نشود عاشق تنها يك دل دارد و بايد فقط به يك دلبر دل بسپارد و زندگي و همه چيز خود را در يكنفر فنا كند. معشوق يكتا آفريننده ميلياردها جمع و جفت است ولي خود يكي است و هيچ همتا و همكاري ندارد همه چيز در يد قدرت اوست وادي توحيد وادي خداشناسي است. در اين وادي همه حقايق را در يك نفر جستجو ميكنيم. خوشا بر آنهايي كه اين مرحله را بدون هيچ شك و گماني طي ميكنند و به وحدانيت معبود و معشوق ايمان كامل پيدا ميكنند. آري خدا يكي است دلبر و معشوق يكي است. ولي ميلياردها عاشق دارد او يكي است ولي ميتواند در يك لحظه به عشقبازي تمام عاشقانش جواب دهد او يكي است ولي قدرت او از تمامي قدرتها بالاتر است و او خالق همه چيز و همه كس است بايد ايمان كامل پيدا كنيم كه معشوق يكي است و فقط اوست .

 

6- وادي حيرت

در اين وادي عاشق سراپا غرق د رحيرت و تعجب است. نمي داند كه كيست و كجاست ؟ بيدار است يا خواب؟ مست است يا هوشيار؟ هست يا نيست ؟ اوسراپا غرق در بيهوشي و سرمستي است عاشقي كه معشوق را طلب كرده و در عشق او افتاده به معرفت و شناخت او پي برده است و استغنا و بي نيازي به همه چيز و همه كس جز او را تجربه كرده است و توحيد وحدانيت معشوق را نيز درك كرده است واقعا هم بايد به حيرت و سرگرداني رو آورد و به حالتي عجيب دچار شود كسي كه آماده است تا در راه عشقبازي خود ه رخطري را به جان بخرد در وادي حيرت غرق در مستي است ولي اين مستي خود يك نوع خماري است اين بيهوشي يك نوع هشياري است او در مقابل كسانيكه هنوز در راه معشوق قدم نگذاشته اند همه چيز است و در مقابل معشوق هيچ نيست. آري وادي حيرت وادي موفقيت كسي است كه خود را باخته تا معشوق را بدست آورد به دشتي پا نهاده كه هزاران سراب آن را احاطه كرده است ولي او آب را مي يابد. عاشق ديوانه در وادي حيرت از آنچه كه بر او گذاشته و آنچه كه در پي مي آيد حيران و متعجب است تا به وادي هفتم پانهد.

 

7- وادي فقر و فنا

مبارك است اين وادي بر آنهايي كه بدان راه يافته اند عاشقان واقعي دوست كه شش وادي را با موفقيت بگذارنند در اين وادي در دوست فنا ميشوند. در منطق الطير عطار نيز در اين وادي سي مرغ به سيمرغ ميرسند و در او ادغام ميشوند. آري ما همه از معشوقيم و باز به او باز مي گرديم. اصلا من و تو ما معنايي ندارد فقط اوست كه وجود دارد ما همه از او ه ستيم وجود ما از وجود اوست در وادي فقر و فنا عاشق در وجود معشوق معنا مي يابد و در او فنا ميشود. از سويي ميشود هيچي از سويي ميشود همه چيز در وجود پاك كسي ادغام ميشود كه مبدا و مقصد همه چيز و همه كس است وادي فقر و فنا اوج موفقيت و دلباختگي عاشق است و سرانجام به معشوق خود رسيده است و در او فنا شده است اوج وصال را مفتخر ميگردد و به آرزوي ديرينه اش مي رسد.

اميداورم كه 7 وادي عشق را كه به 7 شهر عشق نيز مشهور است به زباني ساده بيان كرده باشم و خوانندگان نيز به آنچه در دل داشتم و آشكار ساختم آشنا شده باشند در مجموع اين 7 حالت شيرين يك چيز نهفته بود و آن اينكه بايد فقط دل به معشوق سپرد و از غير او جدا شد.

بازگشت به فهرست

 

 


استفاده از مطالب سايت با ذکر نام و آدرس سايت آزاد ميباشد
Design and programming by Ehsan khazeni.

Cold Heat Soldering Tool
Free Web Counter
Cold Heat Soldering Tool